تبليغاتX
نیم بطر عرق نعنا
زندگی گذر زمانه و من اینو تازه فهمیدم .میرم سر یه کار تازه دیگه از دبیری کشیدم بیرون اون کاری نبود که منو  ارضا کنه اما این کارو دوست دارم  هر روز از ۹ صبح تا ۵ عصر سر کارم هرچند باید  ۶ صبح از خواب بیدار بشم تا ۹ برسم و وقتی هم بر می گردم ۸ شب شده اما از کارم لذت میبرم  آهان راستی یادم رفت بگم تویه دفتر فیلم سازی کار می کنم .همه چیز خوب  پیش میره به زودی دوستم مرضیه هم میاد اینجا پیشم اون فوق لیسانس قبول شده من حیلی خوشحالم ما ۴ سال دانشجویی هم با همخونه و هم کلاس بودیم  و میحوایم با هم یه زندگی تازه رو شروع کنیم اینجا دیگه بچه های قدیم نیستن بچه هایی که حالا هر کدوم رفتن سر زندگیشون  اما حتما دوستای تازه پیدا می کنیم که من حودم اینجا یه چند تاییشون رو پیدا کردم

پ.ن:
اما هنوز دلتنگم دلتنگ تویی که من و از یاد بردی اما هنوز همه ی ذهن منی همه ی زندگی منی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 14:18 توسط دانوب |

من دلم سخت گرفته است از این مهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک...
روزها میگذره  پی در پی و متوالی روز میاد شب میره ماه میاد هفته میره در  عین اینکه همه چی خوبه
دلم من سخت شکسته از این دوری ملال آور .2 ماهی هست که اومدم تهران روزهام میگذره ایام خوش
میرم سر کار کارش خوبه هم کار هم در آمد دور و ورم شلوغه اما باز تنهام باز دلگیرم باز دلتنگم
فقط دلتنگ تو تویی که مرا از یاد بردی .مهم نیس که من کجام مهم  اینه که تو نیستی کاش فقط یک شانس
یک بار دیگه با من همراه بود.هر جا که هستی از صمیم قلب آرزوی بهترین ها رو برات دارم و دوست دارم مثل همیشه حتی بیش از همیشه

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:0 توسط دانوب |

یه آدم مثل ۱۱ میمونه به شرطی که فقط به پاهاش نیگا کنی.

    به دوست عزیزم عظیم که به زودی ستاره ی درخشان خواهد شد.با آرزوی موفقیتت
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 15:44 توسط دانوب |

این روزها در ایران شاهد اتفاقات زیادی هستیم.ایران آبستن حوادث و وقایع  بسیاری است.وقتی
۲۲ خرداد روز انتخابات وقتی محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران انتخاب شد مردم و نامزدهای دیگر با بهتی فراوان با این مسذله روبرو شدند از آن روز تا کنون ایران شاهد صحنه هایی
شبیه به انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ است.در این راستا می پردازیم به تخلیل دکتر محسن سازگاراو مصاحبه ای که رادیو فردا با وی داشت:

آیا رویدادهای ۲۲ تا ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ یک کودتاست؟

محسن سازگارا تحلیلگر سیاسی در واشینگتن به رادیو فردا پاسخ می‌دهد:

در واقع یک کودتای کلاسیک به بدترین و افتضاح ترین شکلش انجام شد. یعنی حتی آقای خامنه ای و سپاهیان دورش و آقای احمدی نژاد که بازیچه دست آنهاست به خودشان زحمت این را ندادند که کمی ظاهر ماجرا را آرایش کنند. به همه دنیا روشن و آشکار می گویند که ما کودتا کرده ایم . در این کودتا هم مثل همه کودتاهای کلاسیک جهان، یک عده فعالینی را دارند دستگیر می کنند. تلفن ها را قطع کرده اند. کارهایی که در همه کودتاهها می کنند.

رئیس جمهور قانونی مملکت ، با وجود رای بزرگ ملت آقای موسوی است و حالا خبرهایی هم به گوش می رسد که او را وادار به حبس خانگی کرده اند. احتمال دستگیری ایشان هم هست.

به نظر شما این جریانی که شما از آن به عنوان کودتا نام می برید چه چیزی را هدف گرفته است ؟

محسن سازگارا: قدرت را. خیلی روشن است . این ها وقتی دیدند که در بازی دموکراسی باخته اند و مردم نمی خواهندشان [متوسل به این راه شدند]. آقای خامنه ای سه شنبه گذشته در دیدار با هاشمی رفسنجانی گفته است « من اگر بگذارم احمدی نژاد برود کنار، انگار خودم رفته ام کنار» بنابر این وقتی دیدند بازی به نفعشان تمام نشده است و اکثریت مردم این طور قاطع و با رای ۲۴ میلیونی به موسوی که از مجموع ۴۲ میلیون رای دهنده به سختی تعداد رای دهندگان به آقای احمدی نژاد به هفت میلیون نفر می رسید در این بازی باخته اند، زیر بار رای مردم نرفتند و به زور متوسل شدند. برای اینکه قدرت را نگه دارند.

آقای سازگارا، این آماری که شما ارائه می دهید با استناد و تخمین از چه منبعی است؟

از سوی اعضا ستاد آقای مهندس موسوی و کروبی که در تمامی شهرستان ها ناظر بر صندوق ها بوده اند . وقتی انتخابات به اتمام رسید و هر صندوقی را شمارش کردند . تعداد آرا یادداشت و صورت جلسه شد و زیرش امضا گذاشتند. ناظران عددها را به ستادهای خودشان در تهران منتقل کردند . به همین دلیل هم بود که آقای موسوی پس از ساعت ۱۱ شب روز رای گیری اعلام کرد که برنده قطعی انتخابات است . والبته درست هم می گفت. برای اینکه آماری که به او منتقل شده بود نشان از یک پیروزی بالای هشتاد درصد را می داد که حاوی ۲۰ و اندی رای مردم بود. بنابر این آمار من از یک سو از اطلاعاتی است که ناظران ستادها ارائه کرده اند و از سوی دیگر از سوی بچه های وزارت کشور هم آمار دقیقی به بیرون درز کرده است که نشان از آمار واقعی آرا مردم می دهد.این آماری که اعلام شده است صرف نظر از صندوق ها و آرا و یک سری اعداد اختراع شده است.

آقای سازگارا ، برگردیم به تحولاتی که در بعد سیاسی در ایران در شرف انجام است . که شما از آن به عنوان کودتا نام بردید. شما گفتید که نظام حاکم تاب تحمل رویارویی با مردم را ندارد . آیا به نظر شما با اعلام این نتایج – اگر نتایج آنگونه که معترضان اعتقاد دارند اشتباه باشد – آیا رویارویی نظام با مردم بیشتر نخواهد شد؟ این چه راهکاری است که نظام ارائه داده تا بخواهد رویارویی را دور برند؟

این راهکار همه دیکتاتورهاست. من اعتراف می کنم که خودم باور نمی کردم که آخر و عاقبت آقای خامنه ای سر هفتاد سالگی و پیری به اینجا برسد که این جور آلت فعل نظامیان شده ، کودتاچی از آب در بیاید. ولی خوب این دیکتاتوری، روزی که ایشان نظامیان را از توی قوطی درآورد و دور و بر خودش را با آن ها پر کرد و وارد سیاستشان کرد شکل گرفت. باید می دانست که ته ماجرا به اینجا می رسد.

مطمئن باشید که مثل همه دیکتاتوری های جهان، این انرژی مملکت است که تلف می شود . ولی همانجور که عرض کردم در مکانیزم رای گیری وقتی دیدند که مردم دوستشان ندارند – سهل است ، از آن ها متنفرند- از دولت آقای خامنه ای یعنی دولت احمدی نژاد متنفرند. وقتی دیدند که کار به اینجا رسیده است، دست به زورگویی زدند و امید دارند که با سرکوب مردم و دستگیری ، مردم را ساکت کنند و به حکومت خودشان چند صباحی هم که شده ادامه بدهند.

بر اساس اخباری که برخی از آنها تایید و برخی تایید نشده اند ،در تهران یکسری بازداشت هایی از افراد نام آشنا و چهره های شناخته شده از حزب مشارکت و یا سایر جناح های سیاسی انجام شده است. به نظر شما ، آن قوه قهرییه ای که این کار را می کند با این سری از بازداشت ها و در واقع به انزوا کشاندن کسانی که روزگاری پایه های اساسی انقلاب ۵۷ و جمهوری اسلامی بودند – مثل آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری – کلا نظام جمهوری اسلامی وارد یک بحران مشروعیت داخلی نخواهد شد؟ این تضادها به کجا می رسد؟

قطعا ، این حرکت ها که انجام شد کاملا از نظام مشروعیت زدایی کرده است. نه فقط یاران انقلاب را دستگیر کردند بلکه مهمتر از این آرا ۴۰ میلیون نفر از مردم را ندیده گرفته وبه آن بی اعتنایی کردند. اینها در واقع مشروعیت زادیی از نظام جمهوری اسلامی است . این اولین بار نیست که در طول تاریخ این اقدامات انجام می شود. استالین هم تمام یاران لنین را کشت و از سر راه برداشت. به هر هر حال بازی قدرت و ثروت در مملکت ما توام شده است و عده ای به قیمت ریختن خون و ناموس و آبروی مردم می خواهند قدرت خود را حفظ کنند.

به نظر شما ادامه این اعتراضات و تنش های گسترده ای که شاید بتوانیم بگوییم در طول سه دهه گذشته بی سابقه بوده است به چه سمت و سویی می رود؟ نتیجه اش چه می شود؟

اگر دو سه شرط محقق شود قطعا مردم برنده خواهند بود. شرط نخست این است که آقای موسوی که این نفوذ کلام را مابین مردم دارد و به حق در جایی ایستاده است که اکثریت مطلق مردم پشت او هستند رهبری این مبارزات را به دست بگیرد و برای احقاق حق مردم مبارزه کند و مبارزه را ادامه دهد و البته باید مراقب باشد که کسانی را که از دسترس حکومت خارج هستند و در خارج از ایران زندگی می کنند بعنوان جانشین معرفی کند تا اگر دستگیر شد آن افراد بتوانند کار رهبری مردم را به عهده بگیرند . به شرط آنکه آقای موسوی و آقای کروبی به رهبری آقای موسوی که رئیس جمهور قانونی ایران است ایستادگی کنند و مبارزات مردم را هدایت کنند.

شرط دوم این است که مردم بدانند این پرتگاه خطرناکی است . اگر مردم بیایند به خیابانها و درگیر بشوند اینها هم خودشان را آماده سرکوب کرده اند . باید بروند سراغ مبارزات تاکتیکی و خالی و عاری از خشونت . همان متدی که خود جمهوری اسلامی برای سرنگونی رژیم شاه در دست گرفت و پیروز شد. مردم باید دست به اعتصاب و اعتراض بزنند . دست از کار بکشند . بدون آنکه خون از بینی کسی بیاید بنشینند در خانه هایشان و به این شکل دولت را وادار به عقب نشینی کنند.

اگر رهبری درست و استفاده درست برای بسیج مردم در این مسیر انجام شود مطمئن باشید ظرف چند روز، کودتا چی ها عقب نشینی خواهند کرد . آنچنان که در شوروی سابق عقب نشینی کردند. و آن بخش از ارتش سرخ و نیروهای امنیتی که دست به کودتا زدند سه چهار روزه ناچار به فرار شدند. این ماجراجویی که الان این ها انجام داده اند در بین خود نیروهای سپاهی ، بخشی از بسیج و ارتش و پلیس و کلا نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات مخالفینی هم دارد. که به محض اینکه بسیج عمومی پیش بیاید تزلزل در این آقایان هم ایجاد می شود . بنابر این سرنوشت این اعتراض به نحوه رهبری انجام شده ارتباط دارد. اگر هم اتفاق خاصی نیافتد متاسفانه مثل کودتای ۲۸ مرداد که با حداقل هزینه به پیروزی رسید این تیم هم با اعمال این روش ها ، سررشته کار را بدست می گیرد.

برداشت از:سایت شخصی دکتر محسن سازگارا 


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:23 توسط دانوب |

این روزها تب انتخابات همه ایران رو فرا گرفته .خوبه که یه انتخاباتی هست که مردم هر ۴ سال یک بار
شاد باشند ولو کوتاه مدات ولو اینکه ندوونند چرا .آبادان هم از این قاعده به دور نیست هر روز از صبح تا شب بچه ها توی ستاد ها دور هم جمع میشند تبلیغ می کنند و خلاصه مشغول اند.چند روز پیش رفته بودیم بین عشایر جالبه اونجا هم مردم به فکر این یاور سبز پوش بودند

                                             عشایر حامی میر حسین
                                  آزادی اندیشه بی میر حسین نمیشه

                                                      
                              میر حسین موسوی حمایت ات می کنیم   
  
                                                                              
                                      سبزه سبز تا پیروزی     
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 22:43 توسط دانوب |

بیا و چون دماوند قوی باش/سرود مثنوی معنوی باش/بیا حالا که دیگر خاتمی نیست/رفیق میر حسین موسوی باش.

                                                  رای ما میر حسین موسوی
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 12:49 توسط دانوب |

الان ۳ روزه که دارم میرم سر یه کار جدید کاری که هیچ شباهتی به تدریس نداره.نمیدونم چرا با اینکه
چه صد سال پیش چه الان تا بچه ای دل ات می خواد معلم بشی و منم بچه بودم دلم می خواس
اما حالا که یه معلم یا به عبارتی دبیر( نیس دبیرستان درس میدم میشه دبیر) شدم زیاد راضی
نیسم یعنی این شغل ارضام نمی کنه یعنی باش حال نمی کنم یه جورایی زیادی از حد کسل
کننده اس و من خسته م میشه.خوب حالا که فعلا تابستونه و یه جورایی مدرسه تعطیله (البته الان امتحاناته) خوب اینجا بد نیس ساعت کاری از ۷.۳۰ شروع میشه تا ۳.۳۰ که بعضی اوقات به دلیل
ازدحام کار به ۱۶:۰۰ هم میرسه .خوب در واقع من توی شرکت سایپا کار می کنم کارش اصلا سخت نیس تو یه اتاق بزرگ کولره گنده دار منم و یه خانوم دیگه با یه آقای نسبتا چپ اندر قیچی.از منزل تا محل کار تقریبا۲۰ دقیقه اس البته سر و ته آبادان که راهی نیس تازه مثلا محل کار من اون ور دنیاس
یه جورایی اون ور ایستگاه ۱۲.جای خوبیه کلی توش ماشینای باکلاس هس.لامبورگینی.فراری
جگوار.آسون مارتین.هم اگه توش بود دیگه چه بهتر اما نیس فقط پراید داره ریو و سیتروئن هم از
نوع زانتیاش هم c5 تازه مینیاتور هم داره البته اصلا قرار نیس ماه به ماه به یکی از ماها یه دونه
از این ماشین خوشگلاشو کادو بده.به طور کل یه خورده ای کارمند اونجا داره که 4 تاش خانوم اند
مثل من.الباقی یخورده هم آقان مثل رییسمون که تازه یکی از این خانوما دخترشه قراره ماهی
هم کلی بهمون پول بدن البته من که واسم فرق نمیکنه اما به طور کل من استقلال و دوس دارم
البته اشتباه نشه من پرسپولیسی ام اما تو این مورد استقلال بر وزن مستقل و دوس میدارم
البته من آرزوم بود و هست که آشپز بشم البته پیشتر ها دلم میخواس مدل یا رقاص بشم اما
حالا که مقدور نیس دلم میخواس یه رستوران داشتم و خودم سر آشپز بودم.آه از نوع جانگدازش
که وسع ام به این کارا نمیرسه از این آیکونها خوشم نمیاد اما شما یکیشون و که داره از چشاش سیل میاد تصور کنید که منم.که پول ندارم واسه خودم رستوران بزنم .تازش هم من دلم یه دوس پسر
باکلاس خوش تیپ جذاب جنتلمن که تقریبا بین 29تا36 سن داشته باشه میخوام هرکی از اینها
سراغ داره به من در اسرع وقت خبر بده.تضمینی که قصد ازدواج هم ندارم نترسه.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:53 توسط دانوب |

من از تو دلگیرم که مرا در ویرانه ها جا گذاشتی.من از تو دلگیرم که ساز تنهایی ات را کوک کرده ای
و پا در سرزمینی تازه نهادی و مرا در کوچه پس کوچه های خاطرات گذشته رها کردی.
من از تو دلگیرم که مرا یک بار که نه صد ها بار فراموش کردی .من از تو دلگیرم که سال ها را نه
ساعتها را, من را ,خاطرات ر,ا زندگی را فراموش کردی . من از تو دلگیرم حتی وقتی روزهای بیشتری
بگذرد و من همچنان از تو دلگیرم . دلگیرتر می شوم در روزهای دیگر.
پ.ن:
زندگی خواب های گذشته است که تعبیر می شود .زندگی تاب خوردن خیال در روزهایی است
که هرگز عمران به آن نمی رسد .زندگی آغاز ماجراست
                                                                             "کتاب پیکر فرهاد;عباس معروفی "
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 15:27 توسط دانوب |

زمين مي گريد.خيال تو در ذهن من بارور مي شود اوج مي گيرد
خيال تو پر مي گيرد مانند پرندگان زيباي بهاري
و قلب من مانند دستمالي چروكيده تنها مانده
همراه با اندوه خويش با زخمهاي شكفته در رويايي در دور دست
آرام و آرام از من دور مي شوي مثل همين مهتاب
مثل همين ملال هميشه و من همين عشق را خواهانم
تمام روز هاي گذشته گناهي است كه بر شانه هايم سنگيني مي كند
اما قسم به پرواز كبوتران كه چه بسيار گريسته ام بر آن روزها
و وقت آن است كه اكنون  زورق زاري هايم را دريابي
و اين اندوه بي پايان را از شانه و قلب و روحم بر داري
و من پرواز كنم در ارتفاع نگاه ات

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 20:9 توسط دانوب |