تبليغاتX
نیم بطر عرق نعنا
زندگی گذر زمانه و من اینو تازه فهمیدم .میرم سر یه کار تازه دیگه از دبیری کشیدم بیرون اون کاری نبود که منو  ارضا کنه اما این کارو دوست دارم  هر روز از ۹ صبح تا ۵ عصر سر کارم هرچند باید  ۶ صبح از خواب بیدار بشم تا ۹ برسم و وقتی هم بر می گردم ۸ شب شده اما از کارم لذت میبرم  آهان راستی یادم رفت بگم تویه دفتر فیلم سازی کار می کنم .همه چیز خوب  پیش میره به زودی دوستم مرضیه هم میاد اینجا پیشم اون فوق لیسانس قبول شده من حیلی خوشحالم ما ۴ سال دانشجویی هم با همخونه و هم کلاس بودیم  و میحوایم با هم یه زندگی تازه رو شروع کنیم اینجا دیگه بچه های قدیم نیستن بچه هایی که حالا هر کدوم رفتن سر زندگیشون  اما حتما دوستای تازه پیدا می کنیم که من حودم اینجا یه چند تاییشون رو پیدا کردم

پ.ن:
اما هنوز دلتنگم دلتنگ تویی که من و از یاد بردی اما هنوز همه ی ذهن منی همه ی زندگی منی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 14:18 توسط دانوب |